X
تبلیغات
زیست بروجرد - بررسی بیماریهای (Multifactorial) درازدواج های فامیلی

با توجه به ارقام بالای بیماریهای ژنتیکی در ازدواجهای فامیلی این مقاله به دنبال یافتن نظرات علمی وبررسی بیماریهای چند عاملی (Multifactorial) در ازدواجهای فامیلی نموده است. با پیشرفت و بهبود وضعیت مراقبتهای بهداشتی و تغذیه دوران کودکی و مبارزه با بیماریهای عفونی، مرگ و میر کودکان کاهش یافته و فقط باید به اهمیت بیماریهای ژنتیکی در جامعه توجه داشت در این میان نقش ژنتیک اجتماعی (Community Genetics) در بررسی تأثیرات شهرنشینی، مدرنیزه شدن، کنترل جمعیت ونیز تمایل به داشتن خانواده های کوچکتر در میزان شیوع بیماریهای ژنتیکی مهم به نظر می رسد براساس آمارهای جهانی 3 تا 4 درصد مرگ و میر نوزادان به دلیل اختلالات ژنتیکی رخ میدهد خطر ایجاد بیماری های مادرزادی در هر حاملگی در جمعیت عادی (General Population)یک در چهل (حدود 5/2%) می باشد در ازدواجهای فامیلی حدود 5 تا 6 درصد احتمال تولد کودک معلول در خانواده وجود دارد که این ریسک با احتمال تکرار معلولیت در فرزندان بعدی خانواده نیزهمراه است. به عبارت دیگر احتمال تولدکودک معلول در ازدواجهای فامیلی 2 تا 3 برابر ازدواجهای معمولی است. ازدواج فامیلی در کشور ما رایج است و آمارهای متفاوتی در مطالعات مختلف در این خصوص ارائه شده است. براساس جدیدترین مطالعه بر روی بیش از 300000 زوج از نژادهای مختلف ایرانی حدود 38% ازدواجها از نوع خویشاوندی است که بیش از 27% آنها (first cousin)می باشد منظور از خویشاوندی در این مقاله فامیلی نسبی و یا همخونی است و فامیلی سببی که در اثر ازدواج حاصل می شود و فامیلی رضاعی (در اثر شیردادن) مورد نظر نمی باشد بنابراین ازدواج فامیلی به ازدواج بین فامیل همخون که دارای یک جد مشترک یا بیشتر می باشند(Second cousins or closer) اشاره دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

صفات Multifactorial

صفات کلاسیک مندلی صفات کیفی اند بدین معنی که به آسانی می توان آنها را در گروههای فنوتیپلی متمایز طبقه بندی کرد وراثت این گونه فنوتیپهای متمایز را یک ، یا تعداد بسیار کمی، ژن کنترل می کند و تأثیر محیط برآنها هیچ، یا کمتر از آن است که اثر ژن را مبهم کند حال آنکه، تنوع پذیری بسیاری از صفات که اهمیت اقتصادی دارند به صورتی نیست که در دسته های فنوتیپی متمایز قرارگیرند (تنوع گسسته)؛ بلکه طیفی از چند فنوتیپ متوالی( یا تنوع پیوسته) تشکیل می دهند که حد فاصل آنها به طور نامحسوس درهم آمیخته می شود.

صفاتی که از نظر اقتصادی مهم اند، مثل افزایش وزن دام، بلندی ساقه یک گیاه بالغ، حد نصاب تولید تخم مرغ یا شیر، بازده دانه به ازای یک هکتار زمین، و مانند اینها، کمّی یا متریک به شمارمی آیند  و تنوع پیوسته دارند تفاوت اساسی صفات کیفی و کمّی در تعداد ژنهای مؤثر در گوناگونی فنوتیپ و در درجه تغییرپذیری فنوتیپ در پاسخ به عوامل محیطی است معمولاً صفات کمّی را تعداد زیادی (شاید 10 تا 100 یا بیشتر) ژن کنترل می کنند و سهم هر ژن در فنوتیپ به قدری کم است که نمی توان آن را با روشهای مندلی تشخیص داد  این گونه ژنها را پلی ژن می نامند. در بسیاری از موارد بیشترین تنوع ژنتیکی یک صفت کمّی را ممکن است ناشی از تفکیک لوکوسهای نسبتاً معدود دارای اثرات کلی، باضافه تأثیر پلیوتروپیک جزئی تعداد نامعدودی ژن دیگر به شمار آورد (گمان می رود که ژنهای اخیر نیز اثرهای عمده دارند، اما نه در زمینه اثر مورد نظر) از این گذشته، در گوناگونی فنوتیپی اکثر صفات کمّی، بخش محیط نسبتاً زیاد و بهمان نسبت، بخش ژنتیک نسبتاً کم است. دانشمند علم و وراثت باید قدربخش محیط و قدربخش ژنتیک را در کل گوناگونی فنوتیپی هر صفت کمّی یک جمعیت، تعیین کند. برای این منظور از ریاضیات نسبتاً عالی، بخصوص آمار، استفاده می شود.

بعضی از تفاوتهای اصلی ژنتیک کیفی با ژنتیک کمّی در جدول صفحه بعد خلاصه شده است.

ژنتیک کیفی

ژنتیک کمّی

1-به صفات کیفی می پردازد.

2- تنوع گسسته است، گروههای فنوتیپی از هم متمایزند .

3- اثر یک ژن منفرد قابل تشخیص است.

 

 

4- با آزمایشهای منفرد و اخلاف حاصل از آنها سروکار دارد.

5-به وسیله شمارش و بررسی نسبتها، مورد تحلیل قرار می گیرد.

1- به صفات کمّی می پردازد.

2- تنوع پیوسته است؛ اندازه گیری های فنوتیپی تشکیل طیف می دهند.

3- کنترل پلی ژنی است؛ اثر ژنهای منفرد به قدری ناچیز است که نمی توان آن را تشخیص داد.

4- به جمعیتی از جانداران می پردازد که هم ازنوع آمیزش ممکن را در بردارد.

5- با تحلیل آماری پارامترهای جمعیت مثل میانگین و انحراف معیار برآورد می شود.

 


در روزهایی که ژنتیک مندلی تازه عنوان شده بود گمان میرفت که صفات کمّی وکیفی، در ماهیت تفاوت اساسی با هم دارند از جمله کارهای کلاسیکی که به پل زدن بر میان این دو نوع صفت کمک کرد، مدل چندژنی است که نلسون – اهل ژنتیک دان سوئدی در حدود سال 1910 برای توضیح دادن رنگ دانه گندم پیشنهاد کرد. هنگامی که وی سویه ایی از گندم را که دانه سرخ تولید می کند با سویه دانه سفید آمیزش داد، مشاهده کرد که همه F1 دانه های سرخ روشن تولید می کنند و تقریباً F2  دانه های سفید، یعنی همانند یکی از والدین و   دیگر آن دانه های سرخ ، مثل والدی دیگر  تولیدمی کردند. وی این نتایج را براساس وجود دو ژن که هر کدام دارای یک جفت آلل با اثرهای جمع شونده است، توضیح داد.

 P:    R1 R1 R2 R2  ×   r1r1r2r2

            سفید                  سرخ        

F1:                       R1r1R2r2

F2:

هر یک از دو آلل «فعال» R1 یا R2 اندکی به سرخی رنگ دانه می افزاید بطوریکه در ژنوتیپ دانه های سفید هیچ کدام از این آللها وجود ندارد و ژنوتیپ سرخ فقط اللهای R2وR1 را دارامی باشد. این نتایج به صورت نمودارهای ستونی درشکل زیر نشان داده شده است. توجه دارید که فنوتیپ F1 حد واسط دو فنوتیپ ولدینی است و فنوتیپ میانگین F2 همانند فنوتیپ F1 است ، اما جمعیت F2 بسیار گوناگونتر است. بدین معنا که فنوتیپها (وژنوتیپهای) F2 بیشتر ازفنوتیپ ها (و ژنوتیپهای) F1 است.

شکل 1: نمودار ستونی جنسیتF2  مربوط به رنگ دانه گندم) توضیح آن درمتن آورده شده است(

 

حال اگر بخواهیم درلوکوس و هرلوکوس با سه آلل را بررسی نمائیم تعداد افراد F2  بسیار بیشتر می باشد  که آن را می توانیم در نمودار زیر نمایش دهیم.

شکل 2: نمودار ستونی رنگ دانه گندم با دولوکوس وهر لوکوس با سه آلل

حال اگر سه لوکوس هر کدام با سه آلل رادر نظر بگیریم جمعیتی غیر قابل تفکیک از لحاظ فنوتیپ حاصل می شود که از یک منحنی نرمال تبعیت می کند. به عنوان مثال در مورد رنگ دانه می توان فنوتیپهایی را تولید نمود که عملاً تشخیص رنگ آنها از یکدیگر غیر ممکن است زیرا همه ژنها در رنگ دانه مؤثر می باشند.

شکل 3: نمودار توریع نرمال مربوط به رنگ دانه گندم

در مورد برخی از صفات یک حد آستانه ایی در نظر گرفته شده است به عنوان مثال کلسترول و یا فشار خون از سطحی به بالاتر، مشکل و بیماری طلقی می گردد و این گونه صفات را صفات چندعاملی آستانه ایی می نامند.

در اینجا یک سوال مطرح می شود و آن این است که اگر صفتهای چندعاملی صفتهای کمّی با توزیع پیوسته هستند پس چطور بیماریهایی مثل فشارخون بالا و یا بیماریهایی شبیه به آن بوجود می آیند ؟ و چگونه می توان گفت که فرد بیمار است یا خیر؟ بهترین توضیح داده شده در مورد این بیماریهای  چند عاملی در شکل زیر نمایش داده شده است.

 

 

 

 

                      آستانه

بیمار

                                  سطح آستانه                   

شکل 4:مدل آستانه ایی برای صفات چندعاملی با افزایش سطح در آستانه بسیاری بوجود می آید .

هرگاه تعداد ژنهای چندعاملی برای یک صفت افزایش پیدا کند احتمال بیماری افزایش پیدا می کند زمانیکه سطح آستانه افزایش پیدا می کند آن صفت غیر معمول شده و در آن زمان می گوئیم بیماری حادث شده است.

خصوصیات بیماریهای مولتی فاکتوریال

توارث در شایع ترین بیماریهای انسانی نقش دارد. بیماریهایی مثل نقایص مادرزادی، سکته قلبی(MI)، سرطان، بیماریهای روانی، دیابت و بیماری آلزامیر(AD) سبب مرگ و میر دو سوم افراد جامعه در طول حیاتشان خواهد شد اگر چه این بیماریها ممکن است ناشی از جهش تک ژنی باشد اما همه آنها بیماری تک ژنی نیستند. بلکه این اختلالات ناشی از اثرات تعدادی از عوامل پیچیده مانند ژنوتیپ و عوامل محیطی است که فرایند بیماری را آغاز، تشدید ویا وخیم می کنند در این حالت، بروز بیماری در خانواده ها با الگوهای ساده مندلی مطابقت نداشته و به جای آن از الگوی توارث پیچیده یا توارث چندعاملی پیروی می کند. از آنجا که افراد خویشاوند نسبت به افراد  غیر خویشاوند، تعداد ژن های مشترک بیشتری دارند یک ویژگی اصلی بیماری های دارای توارث چندعاملی این است که افراد مبتلا در خانواده ها تجمع می یابند(تجمع خانوادگی) اما عکس قضیه صحیح نیست. تجمع خانوادگی یک بیماری به این معنا نیست که آن بیماری بایست عامل ژنتیکی داشته باشد افراد خانواده ممکن است صرفاً برحسب تصادف، مبتلا به یک بیماری یکسان شوند، به خصوص اگر شیوع آن بیماری در جامعه بالا باشد. حتی اگر تجمع خانوادگی تصادفی نباشد، غیر از ژن، عوامل مشترک دیگری نیز بین افراد خانواده ها مانند شرایط فرهنگی، رفتارها، رژیم غذایی و برخوردهای محیطی وجود دارند. وقتی دو فرد خویشاوند در یک خانواده به بیماری مبتلا باشند برای آن بیماری همبسته نامیده می شوند برعکس اگر فقط یک عضو از دو خویشاوند مبتلا و دیگری غیر مبتلا باشد این خویشاوندان برای آن بیماری ناهمبسته به شمار می روند. بیماریهای دارای توارث پیچیده ناشی از اثر عوامل محیطی بر افراد دارای ژنوتیپ های خاص می باشند ناهمبستگی فنوتیپ بین خویشاوندانی که درجایگاه ژن بیماری مشترکند در صورتی قابل توجیه است که فرد مبتلا، عوامل دیگر (عوامل محیطی یا تصادفی) را که برای شروع فرایند بیماری و تظاهرات آن لازم هستند، تجربه نکرده باشد. برعکس، امکان همبستگی  برای یک فنوتیپ ممکن است حتی وقتی که دو خویشاوند، مبتلا ژنوتیپ مستعد کننده مختلفی دارند نیز وجود داشته باشد. به شرطی که یک بیماری در یک خویشاوند ژنوکپی و یا فنوکپی بیماری در خویشاوند دیگر باشد فقدان نفوذ و فراوانی ژنوکپی و فنوکپی همگی برابهام الگوی توارث بیماری ژنتیکی چندعاملی می افزاید. هرچه دو عضو یک خانواده ارتباط نزدیک تری با هم داشته باشند، آلل های مشترک بیشتری از اجداد مشترکشان به ارث برده اند. یک روش برای تفکیک تأثیر ژنتیکی از اثرات محیطی در بیماریهای چندعاملی مقایسه همبستگی بیماری در بستگانی است که ارتباط کمابیش نزدیک با بیمار دارند وقتی که ژن ها نقش مهمی در ایجادبیماری دارند، با افزایش میزان خویشاوندی فراوانی همبستگی بیماری زیاد می شود. مثالهایی از افراد دارای آللهای مشترک ، دو قلوهای یکسان (تک تخمکی یا MZ)می باشند. که در تمام جایگاه های ژنی دارای آللهای یکسان می باشند دومین ارتباط نزدیک بین افراد یک خانواده، مربوط به خویشاوندان درجه اول مانند والد و فرزند یا یک جفت فرزند از جمله دوقلوهای پدری دوقلوهای (دو تخمکی یا DZ)می باشند در یک جفت والد- فرزند، فرزند در هر جایگاه ژنی، یک آلل مشترک با هریک از والدین دارد یعنی آللی که فرزند از آن والد به ارث برده است. در مورد یک جفت فرزند (ازجمله دوقلوهای DZ) وضعیت اندکی متفاوت می باشد یک جفت فرزند در 25 درصد موارد دو الل یکسان در یک جایگاه ژن، هیچ آللی مشترک در 25 درصد موارد و تنها یک آلل مشترک در 50% موارد به ارث می برند.

بیماریهای دارای توارث پیچیده در ازدواجهای فامیلی

اختلالات چندعاملی شایعی که موجب ابتلا و مرگ و میر زیاد در کودکان و بالغین
می شوند همواره مشکل بزرگی برای متخصصین ژنتیک به شمار آمده اند با استفاده از تجمع خانوادگی، مطالعات بر روی دوقلوها و برآوردهای توارث پذیری و همبستگی، سهم ژنتیک در ایجاد بیماریها یا صفات کمّی دارای توارث پیچیده را می توان بدون تعیین دقیق تعداد جایگاههای دخیل یا نحوه اعمال اثر عوامل محیطی و یک ژنوتیپ خاص در تولید یک بیماری یا مقدار معینی از یک صفت کمّی استنتاج و حتی به طور کمّی محاسبه کرد. برخلاف نقایص تک ژنی مندلی، حتی تعداد انگشت شماری بیماری چندعاملی یا صفات کمّی انسانی وجود دارد که مدل های ژنتیکی زمینه ای (تعداد جایگاهها، ماهیت عوامل محیطی و کنش های متقابل آنها) شناخته شده است. این عدم دانش، قابلیت ما در درک نقش توارث در بیماریهای چندعاملی و پیش بینی های دقیق احتمالی بیماری در بستگان برای هدف مشاوره ژنتیکی را شدیداً دچار مشکل می کند. فرزندان ازدواجهای فامیلی ممکن است در معرض خطر بالاتری درخصوص بیماریهای چندعاملی و با وراثت پیچیده نظیر دیابت، اختلالت لیپیدی و یا چاقی قرار گیرند، انجمن ملی مشاوران ژنتیک امریکا بدین ترتیب جمع بندی نموده که به هر صورت مطالعات با گروه شاهد دقیق برای ارزیابی صحیح نقش ازدواج فامیلی تاکنون در این مورد ثابت نشده است. مطالعات انجام شده نتایج متفاوتی داشته و منجر به نتیجه ثابتی نشده اند. جمعیت ایرانی با میزان بالای ازدواج فامیلی از بهترین گروهها برای انجام مطالعات از این دست می باشند از عناوین تحقیقاتی آینده می تواند بررسی نقش ازدواج فامیلی در بیماریهای بالغین و بیماریهای شایعی نظیر دیابت، فشار خون بالا وچاقی باشد که تاکنون کمتر مورد توجه واقع شده است از سوی دیگر بررسی فواید ازدواج غیرفامیلی با ایجاد تنوع ژنی وخزانه ژنی (gene pool) و حذف ژنهای بیماری بصورت انتخابی نیازمند مطالعات وسیع جمعیتی می باشد.

تحلیل شجرنامه در بیماریهای مولتی فاکتوریال در ازدواجهای فامیلی آمیزش

آمیزش نزدیکان به آمیزشی گفته می شود که میان افراد دارای خویشاوندی نزدیکتر از میان جمعیتی که بدان تعلق دارند به عمل می آید آنچه در شجرنامه شکل (الف) به عمل می آید آمیزش نزدیکان نیست زیرا میان C,B راه اجدادی مشترکی وجود ندارد (C,F,E,D هیچ کدام با یک دیگر نسبتی ندارد)

 

D

الف :                                                   G              F           E                             

B

           

                                                                  C                                

 A

                                                                        

 حال آنکه در شجرنامه شکل (ب) آمیزش نزدیکان انجام گرفته است. زیرا C,B والد مشترک دارند و خواهر و برادر تنی یکدیگر به شمار می آیند در شجره نامه استاندارد (ب) پدر را روی خط بالا و مادر را روی خط پائین نشان داده است بنابراین D,B نر و F,C ماده هستند بهتر است که برای تحلیل یک شجره نامه استاندارد آن را به نمودار پیکان تبدیل کرد(ج)

ب: 

                 D             

                                                                       B

                               E

D

                                                                                                                                       A

E

\

 

 

                   

                                                                         C

ضریب خویشاوندی   R درصد ژنهای مشترکی را که دو فرد در نتیجه داشتن اجداد  مشترک  دارا  شده اند تخمین می زند ازآنجا که هرفرد نصف ژنوتیپش را به هریک از اخلاف خویش انتقال می دهد هر یک از پیکانهای نمودار نماینده احتمال  است مجموع  راههایی که دو فرد را به اجداد مشترکشان مربوط می کنند ضریب خویشاوندی آنها است                        (ج)

                                                                                                 D                B

                                                                                                                                                A

                                                                                                  E                 C

مثال در نمودار پیکانی شکل (ج) C,B با دو راه با هم مربوط می شوند.

 که در آن s تعداد گامها (پیکانهای راه B تا جد مشترک و ازجد مشترک تا C است.                                                                     B

                                                            D

                                                                               C

 

 

 

احتمالاً C,B در ژنهای خود را از طریق جد D شریک شده اند.

به همین ترتیب C,B در دیگر ژنهای خود بوسیله جد E مشترک شده اند.

                                                                   B

                                                 E

                                                                   C

 

مجموع این دو راه اجدادی عبارت از ضریب خویشاوندی دو خواهر یا دو برادر تنی C,B است:

   یا %50 = RBC

وقتی که آمیزش منحصراً میان خویشاوندان بسیار نزدیک به عمل آید (آمیزش نزدیکان) به افزایش هموزیگوسی می انجامد خودگشنی شدیدترین صورت آمیزش نزدیکان است. برای مثال اگر آزمایش را با جمعیتی مرکب از 100 فرد هتروزیگوس (Aa) شروع کنیم، در نتیجه خودگشنی افراد آن جمعیت، تعدادقابل انتظار فنوتیپهای هوموزیگوس در هرنسل %50 افزایش می یابد.

 

 

 

 

 

 

 

ژنوتیپها

100

0

 

1

 

2

 

 

3

 

 

4

100    0                

50                      50

 

75                     25

 

  5/87               5/12

 

 

75/93               25/6

درصد هموموزیگوسی   درصد هتروزیگوسی  aa                      Aa                      AA          نسلها

            0                     100                                                              

25

25

50

 


25

12/5

25

25

12/5

                

37/5

37.5

43/75

43/75

12/5

6/25

3/125

3/125

6/25

6/25

 

 

 

 


افزایش قابل انتظار هوموزیگوسی درنتیجه خودلقاحی

 

درحالتهایی که شدت آمیزش نزدیکان کمتر است حالت هوموزیگوسی کندتر ایجاد
می شود  مانند شکل بالا هوموزیگوسی یک جمعیت ، خواه در نتیجه آمیزش نزدیکان خواه به علت انتخاب، افزایش حاصل می کند تنوع ژنتیکی آن جمعیت کاهش می یابد. از آنجا که وراثت پذیری به میزان نسبی تنوع ژنتیکی بستگی دارد آن نیز کم می شود، به طوری که در حالت حداقل تنوع (یعنی دودمان خالص) وراثت پذیری صفر است.

  

تعداد نسلها

 نمودار بالا- افزایش درصد هوموزیگوسی در سیستمهای گوناگون آمیزش نزدیکان (A) خودلقاحی، (B) آمیزش خواهران و برادران تنی ، (C) آمیزش *دوطرفه : عموزاده ها وعمه زاده ها و دایی زاده ها و خاله زاده ها.(D) آمیزش یکطرفه آنها (E) آمیزش نوه های عمو و عمه ، دایی وخاله با هم.

*اینجا مراد از «دوطرفه» آمیزش افرادی است که هم عموزاده و هم خاله زاده هستند و یکطرفه آمیزش افرادی است یا عموزاده یا خاله زاده هستند.

خصوصیات توارث بیماریهای چندعاملی

1-    بیماریهای دارای توارث پیچیده: اختلالات تک ژنی نیستند و الگوی توارث ساده مندلی را نشان نمی دهند.

2-    بیماریهای دارای توارث پیچیده: تجمع خانوادگی نشان می دهند زیرا بستگان یک فرد مبتلا، در مقایسه با افراد غیر خویشاوند به احتمال بیشتری دارای آلل های مشترک مستعد کننده به بیماری با فردمبتلا هستند.

3-    زوج های خویشاوندی که ژنوتیپ های مشترکی مستعد کننده به بیماری درجایگاه های مربوطه  دارند، به دلیل نقش مهم عوامل غیر ژنتیکی در ایجاد بیماری، ممکن است هنوز برای آن فنوتیپ، ناهمبسته باشند (عدم نفوذ نشان دهند) حد آخر مثالهای عدم نفوذ علی رغم وجود ژنوتیپ یکسان، دوقلوهای تک تخمکی (MZ) ناهمبسته می باشند.

4-    بیماری در میان خویشاوندان نزدیک بیمار شایع تر است و با کاهش میزان خویشاوندی، شیوع آن نیز کمتر می شود در میان دو قلوهای MZ، انتظار می رود همبستگی بیشتری برای بیماری در مقایسه با دوقلوهای دو تخمکی (DZ) داشته باشیم.

شرحی از بیماری های Multifactorial

رتینیت پیگمنتوزای دوژنی:

این بیماری نوعی دژنراسیون شبکیه است الگوی توارث این بیماری ناشی ازساده ترین شکل توارث چندژنی است در این مورد توارث دو ژنی است این دو پروتئین گیرنده نوری، دارای ارتباط غیر کووالانس به صورت دیسک های غشای حاوی رنگدانه های بنیادی هستند فرض بر این است که اثر مضر هرجهش به تنهایی برای ایجاد بیماری کافی نباشد اما وجود هر دوی آنها با هم منجر به عبور از آستانه آسیب سلولی مرگ گیرنده های نوری و از دست رفتن بنیادی می شوند.

ترومبوز وریدی مغز:

علت نامشخص است در این مورد بیماری حاصل دو الل جهش یافته است که با هم کنش متقابل دارند تا فرد مستعد ابتلا به یک بیماری می شود در این مورد عامل سومی به نام تأثیر محیطی نیز وجود دارد که حضور عوامل ژنتیکی مستعد کننده احتمال ابتلا به بیماری را بیشتر افزایش می دهد که نتیجه آن انسداد فاجعه بار وریدهای مغز در غیاب واقعه مسببی مانند عفونت و یا تومور است این بیماری بالغین جوان را مبتلا می کند گرچه نادر است (کمتر از یک در 100000 نفر جمعیت)میزان مرگ و میر بالایی دارد (5 تا 30 درصد) سه عامل (دو تا ژنتیکی و یکی محیطی) که در سیستم انعقادی موجب خاصیت انعقاد پذیری غیر طبیعی می شوند هر یک به تنهایی باعث افزایش خطر این بیماری می شوند آلل جهش یافته عامل V (عامل V لیدن) که در آن در محل 605 گلوتامین به جای آرژنین قرارگرفته است (Agr 506 Glu) فراوانی آلل حدود 5/2 درصد در سفیدپوستان دارد (بیشتر از سایر گروههای جمعیتی افراد حامل هتروزیگوت عامل V لیدن هفت برابر جمعیت عمومی خطر ترومبوز دارند این خطر در افراد هموزیگوت 80 برابر بیشتر است.

بیماری هیرشپرونگ

گروه پیچیده تری از عوامل ژنتیکی در تعامل با یکدیگر، در بیماریزایی نوعی اختلال تکاملی دستگاه عصبی پاراسمپاتیک در روده به نام بیماری هیرشپرونگ یا HSCR شناسایی شده اند در بیماری هیرشیرونگ، فقدان کامل بعضی یا تمام سلولهای گانگلیونی درونی در شبکه های ماینتریک و زیرمخاطی کولون وجود دارد. و اتساع شدید کودکان (مگاکولون) در بالای قطعه بدون گانگلیون می شود این بیماری با شیوع حدود 1 در 5000 نوزاد می تواند به صورت جزئی از مجموعه وسیعتر اختلالات مادرزادی شامل ناشنوایی و اختلالات رنگ دانه ای مو و چشم (سندرم واردنبرگ   ) نیز مشاهده
می شود الگوی توارثی آن چند عاملی است خواهر و برادرها را مبتلا می کند در مردها در مقایسه با زن های خانواده، خطر ابتلا به HSCR دو برابر است.

دیابت شیرین

دو نوع اصلی دیابت شیرین وجود دارد نوع 1(دیابت وابسته به انسولین) و نوع 2 (دیابت غیر وابسته به انسولین) که به ترتیب نشانگر حدود 10 و 88 درصد تمام  مواردهستند.

دیابت شیرین نوع 1 از تخریب خود ایمن سلولهای بقای پانکراس( مسئول تولید انسولین) می باشد که معقول به نظر می رسد که علت این فعالیت خود ایمن ارتباطی بین برخی آلل ها (DR4,DR3) در یک جایگاه تنظیم کننده ایمنی را تعداد ابتلا به بیماری خود ایمنی برقرار باشد.

بررسی های  خانوادگی  در دیابت نوع 1 چنین  نشان می دهند که حتی وقتی خواهر برادرها  دارای  ها لوتایپ های DR یکسان باشند خطر بیماری حدود 13 درصد است که هنوز بسیار پائین تر از میزان همبستگی در دوقلوهای MZ (حدود 40 درصد) است بنابراین باید ژنهای دیگری در سایر نقاط ژنوم وجود داشته باشند که آنها هم استعداد فرد برای ابتلا به دیابت نوع 1 را افزایش دهند البته باید با این فرض که دوقلوهای MZ و خواهر برادرها برخوردهای محیطی مشابهی داشته باشند بر پایه اسکن ژنوم، 13 جایگاه دیگربرای دیابت نوع 1 پیشنهاد شده است.

در میان اینها بهترین شواهد در مورد یک جایگاه مستعد کننده واقع در تعداد متغیر چند شکلی تکراری متوالی یا در مجاورت اینها در توالی پیشبرد خود ژن انسولین است شناسایی سایر ژن های مستعد کننده به دیابت نوع 1 هم در داخل و هم در خارج MHZ نیاز به تحقیقات وسیع دارد. طبیعت عوامل خطرساز در دیابت نوع 1 عمدتاً ناشناخته است.

بیماری آلزایمر

بیماری آلزایمر (AD) نوعی بیماری کشنده دژنراتیو عصبی است که در 1 تا2 درصد جمعیت ایالات متحده را مبتلا می کند بیماران دچار کاهش پیشرونده و مزمن حافظه و سایر عملکردهای هوشی همراه بامرگ نورون ها و پیدایش تجمعات پروتئینی خارج سلولی به نام پلاک های آمیلویید در سرتاسر قشر مخ می گردند. شایعترین شکل AD با تظاهر پس از 60 سالگی (دیررس) خود را بروز می دهد. این شکل، فاقد هر گونه الگوی توارث مندلی آشکاری است اما تجمع خانوادگی و افزایش خطر نسبی که ویژه اختلالات با توارث پیچیده است نشان می دهد.

بدشکلی های مادرزادی چندعاملی

چندین نوع به شکلی مادرزادی شایع که به صورت نقایصی منفرد و نه جزئی از یک سندرم دیده می شوند، ظاهراً در خانواده ها عود می کمنند تجمع خانوادگی و افزایش خطر عود در خویشاوندان یک فرد مبتلا، همگی از ویژگی های یک صفت پیچیده می باشند برخی از بد شکلی های مادرزادی مهم تر دارای توارث پیچیده عبارتند از : نقایص لوله عصبی، لب شکری یا بدون کام شکری و بد شکلی های مادرزادی قلب.

بیماری کرونر قلب

بیماری شرائین قلب، AD در هر سال 500000 نفر را در ایالات متحده را به دست مرگ می سپارد. وعلت اصلی ابتلا ومرگ و میر در کشورهای پیشرفته می باشد CAD به علت آترواسکلروز ، دلیل اصلی نزدیک 1500000 مورد سکته قلبی (MI) در هر سال است بررسی ها روی خانواده ها و دوقلوها به کرات از نقش توارث در MI گروههای سنی جوان حکایت می کند و هرچه فردی جوان تر باشد عوامل ژنتیکی در MI مهمترند به خصوص در خانم ها. آنچه به صورت یک رگه چربی در انتیمای شریان ظاهر می شود به پلاک های فیبروی حاوی ماهیچه صاف، چربی و بافت فیبروتبدیل می گردد. این پلاک ها انتیما رگدار می شوند و می توانند خونریزی کنند، زخم شوند و کلسیمینه گردند که از این راه باعث تنگی شدید رگ و نیز ایجاد زمینه مناسب برای ترومبوز می شوند ومنجر به انسداد کامل ناگهانی و MI می شوند. چندین ژن و فراورده ژنی مطرح شده اند و در بعضی موارد، در پیشبرد یک یا بیش از یک مرحله تکاملی CAD دخیل شمرده  شده اند. عوامل خطرساز CAD شامل چندین بیماری چند عاملی دیگر به همراه اجزای ژنتیکی می باشند. پرفشاری خون، چاقی و دیابت شیرین یکی از ویژگی های CAD که ناشی از توارث چندعامل آن است این است که اگر چه مردها در معرض خطر بیشتری از مرگ ناشی از MI می باشند وقتی فرد بیمار، خانم یا جوان یا هر دوی اینها باشد، خطر عود در خویشاوندان تا حدی بالاتر خواهد بود. این افزایش خطر، نشان دهنده این است که بار آللی بیشتری برای ایجاد استعداد ابتلا به MI درخانواده وجود دارد و بدین وسیله خطر بیماری در خویشاوندان شخص مبتلا افزایش می یابد.


نتیجه گیری

در این مقاله سعی شده است که بیماری های چند عاملی در ازدواجهای فامیلی بررسی شود برای این منظور و درک بهتر این موضوع برای خوانندگان عزیز این مطلب به صورت جزء به جزء بررسی شده است ابتدا صفات مولتی فاکتوریال (چندعاملی) بررسی شده همچنین در این بخش صفات کمی و صفات کیفی مورد مطالعه قرارگرفته و از طرفی تفاوت صفات مندلی و صفات چند عاملی مانند صفات مندلی عمل نمی کند و کاملاً متفاوت است و برروی صفات چندعاملی عامل دیگر به نام محیط نیز تأثیر می گذارد و در فنوتیپ انتهای تأثیر می گذارد و چون در این صفات چندین ژن دخیلند (پلی ژنتیک) می باشند حدود 10 تا 100ژن، وهمه ژنها در فنوتیپ انتهایی نقش دارند پس نمودار جمعیتی صفات چندعاملی از نمودار ستونی خارج شده و از توزیع نرمال پیروی می کند و اگر در توزیع نرمال بیماریهای چندعاملی سطح آستانه از حدی بالاتر روند صفات عادی چند عاملی غیر نرمال شده و تبدیل به بیماری می شود سپس تا اینجا متوجه شدیم که چگونه ممکن است صفات عادی چندعاملی غیر نرمال شده و تبدیل به بیماری می شود سپس تا اینجا متوجه شدیم که چگونه ممکن است صفات عادی چندعاملی می تواند تبدیل به بیماری شود حال باید بررسی کنیم که چه عواملی در این بیماری ها نقش دارند تا بتوانیم از این بیماری ها جلوگیری کنیم متوجه شدیم که علاوه بر ژنهای معیوب که در این بیماری مؤثرند عامل محیطی نیز نقش دارد عامل محیطی می تواند عامل تشدید کننده بیماری باشد اما به خودی خود نمی تواند باعث بیماری باشد مثالی در این مورد عنوان می کنیم سیگار می تواند تشدید کننده بیماری های قلبی باشد ولی دود سیگار به خودی خود نمی تواند بیماری قلبی ایجاد کند باید ژنهای معیوب در سلول فرد وجود داشته باشد تا با دود سیگار این بیماری تشدید شده و بیماری زودتر حادث شود پس در این بیماریها غیر از ژن، عوامل مشترک دیگری نیز بین افراد خانواده ها مانند شرایط فرهنگی، رفتارها، رژیم غذایی و برخوردهای محیطی وجود دارند پس نتیجه می گیریم که توارث این بیماریها پیچیده ناشی از اثر عوامل محیطی می باشد.

برای فهم این مورد می توان از صفات دوقلوهای تک تخمکی (یکسان) و دوقلوهای دو تخمکی(غیریکسان) کمک گرفت حال باید به موضوع اصلی مقاله در یعنی تأثیر بیماریهای چندعاملی در ازدواجهای فامیلی بپردازیم تا حالا متوجه شدیم که چگونه بیماریهای چندعاملی ایجاد می شوند و پی بردیم که عامل محیطی در این بیماریها نقش دارند اگر به تنهایی به موضوع ازدواجهای فامیلی بپردازیم و نقش این ازدواجها در انتقال ژنهای مشترک را مورد مطالعه قرار دهیم و تنشها در الل را مورد بررسی قرار دهیم و اگر فرض کنیم که عامل محیطی برروی این  بیماری هیچ تأثیری ندارد و بسیاری را از  نوع اتوزومال مغلوب در نظر بگیریم یعنی AA: سالم ، Aa : سالم و aa: بیمار باشد
می خواهیم بررسی کنیم که درجمعیت مورد مطالعه ازدواج فامیلی چگونه افراد بیمار افزایش پیدا می کنند. اگر در اثر ازدواج مرد وزنی یک پسر و دختر حاصل شود و این برادر و خواهر با هم ازدواج کنند متوجه می شویم که ضریب خویشاوندی دو برادر و خواهر تنی %50 خواهد بود یعنی 50% ازهتروزیگوس های جمعیت یعنی افراد سالم کم شده و بر افراد هموزیگوس اضافه خواهند شد یعنی 25% به افراد سالم هوموزیگوس و 25% به افراد بیمار هوموزیگوس اضافه خواهند شد و بعد از 4 نسل از 100% افراد هتروزیگوس به 25/6 درصد خواهند رسید و طی این عمل افراد بیمار مرتباً در جامعه اضافه می شوند پس در اثرازدواج فامیلی در مورد صفاتی که به فرض هیچگونه تأثیر محیطی نداشته باشد هوموزیگوسی افزایش پیدا می کند و افراد بیمار افزایش پیدا می کند و هرچه ازدواجها از هم دورتر باشند تنوع ژنتیکی بالاتر خواهد بود و خزانه ژنی (gene pool) افزایش پیدا می کند حال اگر بخواهیم تأثیر ازدواج فامیلی را در بیماریهای متولتی فاکتوریال بررسی کنیم باید ابتدا بیماریهای چندعاملی را شناسایی کنیم که تا بحال تعداد بسیار کمی از این بیماریها شناسایی شده که اگر بخواهیم ازدواج فامیلی را در آنها بررسی کنیم این کار بسیار مشکل و باید بگوییم انجام نشدنی است زیرا در این بیماریها باید چندعامل را کنار هم بچینیم تا بتوانیم آنها را بررسی کنیم تعدادبسیار بالایی از ژنها و عوامل محیطی و ازدواجهای فامیلی به بخشی کنار هم قرار می گیرند و عملاً نمی شود و چون ازدواج فامیلی در کشورهای اروپایی بسیار کم و جزئی صورت میگیرد پس تحقیق در این مورد بسیار سخت است و بایدگفت که ازدواج فامیلی بیشتردر کشور ما مرسوم است .

انجمن ملی مشاوران آمریکا نظر خود را در این مورد بدین گونه اعلام نموده اند که با مطالعات  با گروه شاهد دقیق برای ارزیابی صحیح نقش ازدواج فامیلی تاکنون دراین مورد ثابت نشده است و مطالعات انجام شده نتایج متفاوتی داشته ومنجر به نتایج ثابتی نشده است ولی در کل نظر ما در این مورد این است که ازدواج فامیلی در ایجاد بیماریهای مولتی فاکتوریال نه تنها مفید است بلکه مضر است و تأثیر بدی بر روی این بیماریها می گذارد در کشور ما میزان مرگ و میر اطفال باکنترل بیماریهای عفونی و سوء تغذیه کاهش یافته و حال باید تلاش در این مورد صورت گرفته و بیماریهای ژنتیکی را شناسایی کرد و آنها را ثبت نمود در این مورد وظیفه دانشمندان دولت و پزشکان در اطلاع رسانی به مردم بسیار خطیر است و می توان این بیماریها را مورد بررسی قرار داد و با انجام مشاوره های ژنتیک مردم را از ازدواجهای فامیلی نهی نمود که این کار بودجه و امکانات بیشتری را می پذیرد.

در این راستا دانشگاههای ما باید به ژنتیک پزشکی توجه بیشتری داشته باشند و با آموزش پزشکان و پیراپزشکان آنها را از عواقب این مسأله مطلع ساخت.


چکیده :

بیماریهای چندعاملی ناشی از اثرات تعدادی از عوامل پیچیده مانند ژنوتیپ و عوامل محیطی هستند که فرایند بیماری را آغاز، تشدید و یا وخیم می کنند در افراد خویشاوند به دلیل اشتراک تعداد بیشتری از ژنهانسبت به افراد غیر خویشاوند، بیماریهای دارای توارث پیچیده، تجمع می یابند (تجمع خانوادگی)

هر چه دو عضو یک خانواده، با یکدیگر نسبت خویشاوندی نزدیکتری داشته باشند
آلل های مشترک بیشتری را  از اجداد مشترکشان به ارث برده اند. هر چه ارتباط خویشاوندی دو نفر بیشتر باشد احتمال اشتراک عوامل محیطی درخانه نیز بین آنها بیشتر خواهد بود.

تنها تعداد اندکی بیماری چندعاملی در انسان وجود دارد که مدل ژنتیکی زمینه ای و عوامل محیطی آنها شناخته شده است چند نمونه از آنها عبارتند از :

1- رتینیت پیگمنتوزا  2- ترومبوزوریدی مغز 3- بیماری هیرشپرونگ 4- دیابت نوع I  5- بیماری آلزایمر 6- نقایص لوله عصبی و ستون فقرات دو شاخه 7- نقایص مادرزادی قلب 8- لب شکری 9- بیماری شرایین کرونر قلب 10- بدشکلی مادرزادی

در صفات توارشی چندعاملی با افزایش تعداد ژنها از منحنی توزیع نرمال تبعیت می کنند.

برای تحلیل شجرنامه بیماریهای چندعاملی در ازدواجهای فامیلی باید انتقال ژنهای مشترک را مشخص نمود.در بیماریهای چندعاملی هتروزیگوسی به سرعت به سمت هوموزیگوسی پیش رفته و باعث افزایش نرخ بیماری در جمعیت می شود.براساس آخرین تحقیقات متخصصین ژنتیک آمریکا مطالعات برروی بیماریهای چندعاملی در ازدواجهای فامیلی نتایج درست و مشخصی بدست نیامده است.


منابع :

1-موحدیان 1 : میسی ز ، یوسفیان س و همکاران ، بررسی شیوع آنومالی مادرزادی درازدواجهای فامیلی وغیر فامیلی مجله فیض ، 1381 ، 23 :  84-88

2- Muller RF,YoungID.Emery's Elemenhs of Medical Uenetics,thed.Edin burgh churchil Liuing ston,2001P:100

3- Ricki Lewisc (2003) ,Multifactorial Trals,Mc Graw-Hill Higher education

4- Definition of Multifactorial inheritance'Medicne Net .com

Medterms Dictionary .Medicine Mt .com .Retrieued on 2007-01-06

5-    ژنتیک اصول وسایل ویرایش سوم .ویلیام د. استانسفیلد ترجمه دکتر محمد صبور وحمیده علمی غروی – تهران :فاطمی ، 1379

6- اصول ژنتیک پزشکی گردآوری ] وترجمه [ دکتر حامداختیاری ، محمد رضا فیشی – آرش        ودیگران تهران ، کتاب میره 1382

7- Genetic in Medicine . thompson & thompson


موضوع :بررسی بیماریهای  (Multifactorial) درازدواج های فامیلی

به کوشش :مهرداد چگنی

مدرک تحصیلی :لیسانس

پیش دانشگاهی پویا

شماره تماس :2624534


فهرست مطالب

عنوان

مقدمه ----------------------------------------------------------------------------- 1

صفات Multifactorial ---------------------------------------------  3

خصوصیات بیماریهای مولتی فاکتوریال-------------------------------------------- 8

بیماریهای دارای توارث پیچیده درازدواجهای فامیلی-------------------------------- 10

تحلیل شجره نامه دربیماریهای مولتی فاکتوریال درازواجهای فامیلی آمیزش--------- 11

خصوصیات توارث بیماریهای چندعاملی ------------------------------------------ 15

شرحی از بیماریهای Multifactorial  --------------------------------------------- 16

ریتینیت پیگمنتوزای دو ژنی--------------------------------------------- 16

ترومبوز وریدی مغز---------------------------------------------------16

بیماریهای هیروشپرونگ ---------------------------------------------------------- 17

دیابت شیرین ---------------------------------------------------------------------- 17

بیماری آلزایمر--------------------------------------------------------------------- 18

بدشکلی های مادرزادی چندعاملی-------------------------------------------------- 19

بیماری کرونر قلب ---------------------------------------------------------------- 19

نتیجه گیری ----------------------------------------------------------------------- 21

چکیده ----------------------------------------------------------------------------- 24

منابع ------------------------------------------------------------------------------ 25

 



تاريخ : یکشنبه بیست و یکم مهر 1392 | 10:41 | نویسنده : گروه زیست |
  • بروغنی
  • سخیف